المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

132

التنبيه والإشراف ( فارسي )

لما جرى فى سالف الاعصار آورده‌ايم ، و در اين كتاب شمه‌اى ميگوييم كه تذكار و مقدمهء وصول بدان كتابها باشد . دوم از ملوك نصاراى روم ، قسطنطين پسر قسطنطين پسر هيلانى ، بيست و چهار سال پادشاهى كرد . پدرش قسطنطين بدوران زندگى خويش او را وليعهد كرده و حكومت قسطنطنيه را به دو داده بود . حكومت انطاكيه و شام و مصر و جزيره را نيز ببرادرش قسطنس داده و او را در انطاكيه اقامت داده بود ، حكومت روميه و ولايت فرنگ و سقلاب و اقوام ديگر را نيز ببرادر ديگرش قسطوس داده و او را در روميه نهاده بود و از دو برادر پيمان گرفته بود كه مطيع قسطنطين برادر خويش باشند . بدين جهت تا وقتى بمرد پادشاهيش استوار بود . سوم ، يوليانوس برادرزادهء قسطنطين پسر هيلانى ، دو سال پادشاهى كرد . وى بدوران عمو و پسر عموى خود دين صابى را نهان ميداشت و چون بپادشاهى رسيد آن را عيان كرد و از دين نصارى چشم پوشيد و كليساها را ويران كرد و پرستش مجسمه‌هائى را كه صابيان نمونهء گوهرهاى علوى و اجرام سماوى ميدانستند ، كه آن نيز واسطهء ميان علت اولى و خلق بود تجديد كرد و بسيار كس از نصارى را بكشت و كيفر كسانى را كه بدين حنيفى باز نميگشتند كشتن قرار داد و كسانى را كه بدين حنيفى باز ميگشتند ميگفت تا مرّ بر آتش افكنند و از ذبيحهء حنيفيان بخورند . وى مردى مقتدر بود و سپاه فراوان داشت . مسعودى گويد : يوليانوس بدوران شاهى شاپور پسر اردشير سوى عراق رفت و به تيرى ناشناس كشته شد . ما خبر او را با خبر شاپور سپاه پادشاه بابل و جنگها كه در ميانه رفت در جزء هفتم از كتاب مروج الذهب و معادن الجوهر ضمن اخبار ايرانيان و پادشاهى شاپور آورده‌ايم . روميان يوليانوس را باربديس گويند كه بمعنى مرتد است و صابيان او را اوسيبوس خوانند كه بمعنى مؤمن پرهيزكار است . نصارى